روایتی از ساده زیستی مقاممعظمرهبری
مرحوم سید احمد خمینی فرزند امام ره
می فرمود:( من از داخل منزل رهبری
مطلع هستم .خانواده ی معظم لَه روی
موکت زندگی میکنند.روزی به منزل
رهبری رفتم ، یکفرش مندرس آن جا بود .
من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم !)
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ا✿--
~ سردار سرلشکر سید رحیم صفوی: روزی که در منزل مقام رهبری ، در خدمت ایشان بودم ، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد . پس از نماز ، معظم لَه با مهربانی به من فرمودند :(آقا رحیم ! شام را مهمان ما باشید .)
بنده در عین حال که این را توفیقی می دانستم ، خدمتشان عرض کردم :( اسباب زحمت میشود .) مقام معظم رهبری فرمودند :( نه بمانید هر چه هست با هم میخوریم .)
وقتی که سفره را گشودند و شام را آوردند ؛ دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ا✿--
آیتالله سیدمحمودهاشمی شاهرودی : (زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است.[...] من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز و صندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده میکنند.)
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ا✿--
سردار سرتیپ پاسدار شوشتری نیز در با اشاره به توجه رهبری به سادهزیستی و پرهیز از تجملگرایی میگوید:( مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آنها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آنها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم. وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرشها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: (اینها دیگر چیست؟) گفتم:(زیلوها را عوض کردیم).فرمودند: (اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید). اصرار را بیفایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم و توی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آنها نگاه میکردی، میدیدی که نخشان در آمده و ساییده شدهاند.)
