واقعا چه اتفاقی در ایران افتاد؟

واقعا چه اتفاقی در ایران افتاد؟

سرویس‌های اطلاعاتی خارجی با هماهنگی یکدیگر، بحرانی مالی و فروپاشی اعتماد عمومی در اقتصاد ایران را طراحی کردند؛ بحرانی که به شکل‌گیری اعتراضات واقعی و مشروع در خیابان‌ها انجامید. به مدت دو روز، مردم ایران به‌صورت مسالمت‌آمیز به خیابان آمدند و دولت نیز اجازه‌ی برگزاری این تجمعات را داد. اما در روز سوم، هسته‌های سازمان‌یافته موساد و امریکا فعال شدند و از همان‌جا خشونت آغاز شد. حساب های رسمی آمریکایی و اسرائیلی مشارکت و دخالت خودشون رو به صورت مستقیم تایید کردند.

هدف این بود که سطح خشونت آن‌قدر بالا برود که حکومت ناچار به واکنش شدید شود. سپس طراحان این سناریو بتوانند اوضاع را «ربایش» کنند.* خشونت را در حدی بالا بردند که :

- ماموران انتظامی را تکه تکه کردند و آتش و زدند!

- با تبر به مامور انتظامی حمله کردند!

- چندین جوان را در مسجد حبس کردند و آتش زدند!

-،۸۰۰ خودروی شخصی ،۷۰۰ مغازه،۳۵۰ مسجد ، ۶۰۰ عابر بانک ،۷۵۰ بانک،۲۵۳ ایستگاه اتوبوس ،۲۴ پمپ بنزین ،۷۴۹ خودرو پلیس، ۲۰۰ مدرسه، ۳۰۵ آمبولانس و اتوبوس را آتش زدند.

- به کودکان و افراد رهگذر شلیک های مستقیم به پیشانی زدند!

و کسانی را که قصد خروج از اغتشاشات داشتند تهدید به مرگ میکردند.

و...

خشونت ظاهرشده در جامعۀ ایران، که هیچ‌ چیز از داعشی‌گری کم نداشت نشان داد نیروهای وابسته به سازمان سیا و موساد و نیز نیروهای سازمان مجاهدین خلق، پ.ک.ک، جیش‌العدل و سلطنت‌طلبان برای سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی، و رسیدن به قدرت و تجزیه ایران از چه خشونتی برخوردارند. تا آنجا که بعضی از اغتشاشگران بعد از دیدن این میزان از خشونت سعی بر خروج از اغتشاشات داشتند. بی‌تردید، در این خشونت داعشی‌وار، «دیگری» و «بیگانه» حضوری چشمگیر داشت اما نمیشود نقش مزدوران را هم در این قضیه نادیده گرفت.

همزمان فشار های رسانه ای انجام می‌شد به شکلی که اینستاگرام در ۴۸ ساعتی که به ۱۸ دی منتهی می‌شد، محتواهای مروج خشنوت را کاملا حمایت کرد تا بیشتر دیده شوند.

اینفلوئسر هایی که حتی تا دیروز نمیدانستند کشوری به نام ایران وجود دارد پول می‌گرفتند تا در راستا تند شدن آتیش بازی محتوا تولید کنند.

و بلاگر هایی که در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، سکوتشان گوش فلک را کر کرد به محض شروع این قضایا با تبلیغ و دعوت به خشونت و تحریک به اقدامات تخریبی، اشک تمساح ریختند.

➖ هم‌زمان قرار بود حملات هوایی انجام شود تا توان واکنش دولت سرکوب شود و در نهایت کنترل ایران را بدست بگیرند. آن‌ها تا آستانه‌ تحقق این هدف پیش رفتند. اما خوشبختانه*دولت ایران، به‌واسطه‌ کارآمدی اطلاعاتی، زودتر از زمانی که برنامه‌ریزی شده بود، این پروژه را در نطفه خفه کرد.*

➖ موساد، MI6 و CIA به‌طور گسترده از استارلینک به‌عنوان ابزار ارتباطی استفاده می‌کردند؛ چرا که این شبکه خارج از زیرساخت اینترنت داخلی ایران عمل می‌کند. ایران سال‌هاست که یک «کلید قطع» برای اینترنت دارد؛ قابلیتی که به دولت اجازه می‌دهد برای مقابله با ارتباط‌گیری گروه‌های مورد حمایت خارجی، اینترنت را به‌طور کامل قطع کند. استارلینک قرار بود این ضعف را برای سرویس‌های اطلاعاتی جبران کند.

➖ مشکل این بود که همین سرویس‌ها در اوکراین نیز به‌شدت از استارلینک استفاده کرده بودند؛ برای هدایت پهپادها، ایجاد ارتباطات میدانی و مدیریت خطوط نبرد. روسیه خیلی سریع متوجه شد که استارلینک به یک معضل جدی تبدیل شده است. روس‌ها در واکنش، دو تا از توانمندی هایشان را توسعه دادند: نخست، قابلیت ردیابی استارلینک هم در مبدأ و هم در مقصد؛ به این معنا که اگر کسی از استارلینک استفاده کند، روس‌ها می‌توانند دقیقاً تشخیص دهند ارتباط از کجا به کجا برقرار شده و موقعیت جغرافیایی آن کجاست. دوم، توان قطع کامل این ارتباط؛ آن‌ها یک «کلید قطع» دارند و به‌سادگی می‌توانند استارلینک را از کار بیندازند. به همین دلیل است که پهپادها سقوط می‌کنند؛ چون روس‌ها استارلینک را خاموش می‌کنند.

➖ این فناوری در اختیار ایران قرار گرفت و ایران هم از آن به‌خوبی استفاده کرد. آن‌ها توانستند بلادرنگ ارتباطاتی را که عوامل موساد، MI6 و CIA از کنترل‌کننده‌های خود در خارج از کشور دریافت می‌کردند، رصد کنند. نه‌تنها از دستورات صادرشده آگاه شدند، بلکه مشخص شد این دستورات به چه کسانی می‌رسد و آن افراد دقیقاً در کجا حضور دارند.

➖ سپس، نیروهای ایرانی وارد عمل شدند، این شبکه‌ها را جمع کردند و ارتباطات را به‌طور کامل قطع کردند. اکنون موساد، MI6 و CIA عملاً قادر نیستند با عوامل خود ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل بود که شاهد این پرسش گسترده بودیم: *«چرا ایران اینترنت را قطع کرده؟»* پاسخ ساده است: ✅*ایران اینترنت را قطع کرده تا مانع ارتباط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی با باقی‌مانده‌ شبکه‌هایشان شود.*

➖ اسرائیلی‌ها محموله‌های بزرگ دیگری از تجهیزات ارتقایافته استارلینک ارسال کردند؛ شاید با این تصور که مشکل فنی بوده و با تجهیزات جدید حل می‌شود. اما ایران این محموله‌ها را زیر نظر داشت، آن‌ها را شناسایی و ضبط کرد. در نتیجه‌ی همه‌ این اتفاقات، این پروژه زودتر از موعد فروپاشید، حملات هوایی انجام نشد و یک خلأ زمانی ایجاد شد. به همین دلیل هم حملات هوایی در نهایت اجرا نشدند، زیرا دیگر هیچ پیوندی با تحولات میدانی نداشتند و عملاً بی‌اثر بودند.

برگرفته از حرف های:

-مجتبی کشوری پژوهشگر رسانه

-اسکات ریتر، افسر سابق آمریکایی و بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل